بازگشت
احساس تهی بودن در بزرگسالی: آیا شما زندانی کودکی هستید؟

آنچه میخوانید :
عبارت زندانیان کودکی به این اشاره داره که اگر فردی نتونه در دوران کودکی آزادانه کنجکاوی کنه، احساساتش رو بیان کنه یا جهان رو کشف کنه خود واقعیش رو از دست میده و یه خود کاذب میسازه و در بزرگسالی هم درگیر مشکلاتی میشه
عوامل زمینه ساز
- بخشی از دلایل مربوط به اشتباهات والدینه مثل:
محدود کردن کنجکاوی کودکان، جلوگیری ازینکه کودکان نیازهای طبیعی شون رو کشف و بیان کنند، انکار احساسات و نیازهای کودکان(مثلن وقتی ترسیده یا ناراحته احساسش رو با تنبیه یا نادیده گرفتن یا گفتن اینکه باید قوی باشی کلن انکار کنن)، فشار برای "بااستعداد بودن" و کامل بودن و تحمیل احساسات، ایدهها و آرزوهای برآوردهنشده خودشون به کودک بخشی از این دلایله . کودک برای بقا و عشق، با این انتظارات والدین سازگار میشه و فرصت کشف و بیان نیازهای خودش را از دست میدهد. به بیانی دیگه کودک یک خود کاذب میسازه که با انتظارات والدین همخوانی داشته باشه
عوامل دیگه ای هم میتونن نقش داشته باشن مثل:
- تروماهای کودکی
- عدم پیوند اولیه امن با مادر یا والدین
- عوامل خارجی مثل جنگ، فقر یا شرایط اجتماعی هم میتوانند نقش داشته باشن که خب خانواده میتونه اینها رو تا حدی تعدیل کنه.
مشکلات رایج در بزرگسالی که برای زندانیان کودکی میتونه پیش بیاد
-احساس خالی بودن و بیهودگی
-در روابطشان الگوهای تکراری آسیب زا دارن (مثل انتخاب شریک کنترلگر و رفتن به سمت روابط ناسالمی که در اونها نادیده گرفته میشن)
-یکی دیگه از مشکلات ناامنی عاطفه یعنی کمبود اعتماد به نفس و حساسیت نسبت به طرد شدن، انتقاد یا شکست طوری که آدم همیشه نگران باشد که "به اندازه کافی خوب نیست" حتی در روابط نزدیک.
-اولویت دادن به نیازهای دیگران و نادیده گرفتن خود
-اعتیاد و رفتارهای خودتخریبی مثل پناه بردن به به الکل، مواد مخدر، روابط جنسی پرخطر یا حتی پیوستن به گروههای که عقاید تعصبی و آسیب زا دارن
-اونا ممکنه احساس خودبیگانگی داشته باشن و حس منسجمی هویت داشتن رو پیدا نکنن
-خشم سرکوبشده و مشکلات جسمی
-اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب
چند نکته تکمیلی
این مشکلات و آسیب ها در خانوادههای به ظاهر "عادی" هم اتفاق میافتند، و فقط شامل خانواده هایی که دچار آسیب های زیاد و شدید هستن نیس
این کودکان اغلب واقعن با استعدادن و به لحاظ عاطفی حساسن یعنی مثلن بخاطر جلب توجه والدین همدلی بیش از حد نشون میدن
دیگران ممکنه اینطور قضاوت کنن که این افراد کودکی خوبی داشتن و در بزرگسالی هم اونها رو موفق بدونن در حالی که خودشون از درون احساس تهی بودن دارن.
من به نقش والدین اشاره کردم اما اینو هم در نظر بگیریم که گاهی خود والدین هم در کودکی قربانی همینطور وضعیتی بودن و حالا به نسل بعدی شون منتقلش میکنن.
رهایی از زندان کودکی
حالا به این سوال می رسیم که چطور درهای زندان کودکی رو باز کنیم؟ یا اصلن میشه اینکارو کرد یا نه
درسته کودکی ما می تونه سهم زیادی در مشکلات بزرگسالی مون داشته باشه اما این به معنای نادیده گرفتن سهم خودمون در تغییر مسیر نیست. در بزرگسالی می تونیم به سمت ترمیم این آسیب ها بریم
میشه امید داشته باشیم آگاهی و درمان به ما کمک میکنه این چرخه رو به نسل بعدی منتقل نکنیم
اگر مشکلات شدید باشه لازمه کمک تخصصی بگیریم و اینطور می تونیم
احساسات سرکوب شده مون رو بیرون بکشیم
خود واقعی مون رو کشف کنیم
و یه زندگی حتی ذره ای اصیل تر بسازیم


